پرسش کاربران
وقتی کارنامه، تبدیل به میدان جنگ میشود ؛ شاید این صحنه برایت آشنا باشد؛
کارنامه را میگذارد روی میز و با صدای آرام یا عصبی میگوید: «هر کاری میخوای بکن، فقط دیگه نذار امتحان بدم…»
تو هم از یک طرف نگران آیندهی تحصیلیاش هستی، از طرف دیگر خستهای از بحث و دعوا. نه میخواهی بچهات لوس بار بیاید، نه دلت میخواهد هر امتحان برای او تبدیل به کابوس شود.
در خیلی از این موقعیتها، مشکل فقط «درس نخواندن» یا «ضعف در یک درس» نیست؛ مشکل این است که به توانایی خودش باور ندارد. در خانه خوب درس میخواند، تمرینها را حل میکند، اما سر امتحان یا وقتی باید جلوی کلاس حرف بزند، مضطرب میشود و بعد از آن هم با حس شکست و ناامیدی برمیگردد. اینجا پای اعتماد به نفس دانشآموزان وسط است. یعنی همان باوری که در ذهن بچه میگوید:
«من میتونم یاد بگیرم، حتی اگر سخت باشد.»
خبر خوب این است که تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان، فقط کار مشاور و مدرسه نیست؛ بخش بزرگی از آن در رفتار روزمرهی ما والدین ساخته میشود. این مقاله را طوری نوشتهایم که اگر حتی والدِ خسته و پرمشغلهای هستی، باز هم بتوانی از دلش چند کار کاملاً عملی برای امروز و امشب دربیاوری.
قبل از اینکه وارد جزئیات 10 روش شویم، سه قدم خیلی ساده و فوری برای والدین:
• امروز بعد از مدرسه، بهجای سؤال «چند گرفتی؟» بپرس:
«امروز چی یاد گرفتی که قبلاً بلد نبودی؟»
• اگر از خودش جملهی «من به درد نمیخورم» یا «من همیشه خراب میکنم» شنیدی، فقط همین جواب را بده:
«این نمره فقط ثابت میکنه اینجوری خوندن جواب نداده، نه اینکه تو به درد نمیخوری. میخوای با هم یه روش دیگه امتحان کنیم؟»
• امشب قبل از خواب، ازش بخواه سه کار کوچیک خوبِ امروز را بگوید
(حتی اگر ساده باشند، مثل کمککردن در خانه، تمرکز بیشتر از دیروز، یا درستکردن یک اشتباه.)
اگر همین سه کار را یک هفته پشت سر هم انجام بدهی، اولین تغییرات در لحن و نگاهش را میبینی.
برای خیلی از والدین، «اعتماد به نفس» با «پررو بودن»، «بلد بودن جواب همهچیز» یا «ترس نداشتن از هیچچیز» اشتباه گرفته میشود. در حالی که اعتماد به نفس تحصیلی یعنی:
«بچه باور داشته باشد که میتواند یاد بگیرد، میتواند اشتباه کند و میتواند با تمرین، بهتر از قبل شود.»
ممکن است هنوز ریاضی برایش سخت باشد، از امتحان شفاهی بترسد یا در جمع کمحرف باشد؛ اما در عمق ذهنش این جملهی فلجکننده را ندارد که: «من ذاتاً خنگم» یا «من از همه ضعیفترم».
برای اینکه تصویر کاملتر شود، کافی است سه مفهوم را از هم جدا کنیم:
• عزت نفس: من بهعنوان انسان ارزشمندم، حتی اگر اشتباه کنم.
• اعتماد به نفس: من از پس این کار مشخص میتوانم بر بیایم، اگر تلاش کنم.
• خودکارآمدی: اگر مشکل سخت باشد، میتوانم با تمرین و زمان، بهتر شوم.
در این مقاله، تمرکز ما روی تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان در درس و امتحان است؛ جایی که نتیجهاش را مستقیم در کارنامه و رفتار روزمره میبینی.

در هر روش، اول کمی برایت توضیح میدهیم «چرا مهم است»، بعد یک بخش کوتاه «امشب امتحان کن» داریم تا چیزی برای عملکردن همان روز داشته باشی.
اگر هر بار که با بچه حرف میزنیم، صحبتمان از «اشتباه»، «کمکاری» و «نمرهی بد» شروع شود، پیام پنهان این است که: «تو کافی نیستی.» اما وقتی خودِ او هم باور کند در بعضی چیزها خوب است، انرژی و انگیزه پیدا میکند برای جنگیدن با جاهایی که هنوز ضعف دارد.
امشب امتحان کن:
• یک کاغذ بردار و همراه خودش، 3 ویژگی مثبتش را بنویسید؛ چیزهایی مثل: دقت، مسئولیتپذیری، خلاقیت، مهارت در توضیحدادن.
• در طول هفته، هر بار رفتاری میبینی که به یکی از این ویژگیها ربط دارد، آن را با صدای بلند اسم ببر:
«اینکه خودت کیفت رو جمع کردی، دقیقاً همون مسئولیتپذیریه که گفتیم توش خوبی.»
جملههایی مثل «باید تیزهوشان قبول بشی» یا «باید شاگرد اول باشی» بدون نقشه، فقط فشار میآورند. بچه وقتی فقط قله را میبیند و نه پلهها را، خیلی زود تسلیم میشود. برای افزایش اعتماد به نفس دانشآموز، باید هدفهای بزرگ را تبدیل کنیم به پلههای مشخص و قابلرسیدن.
امشب امتحان کن:
• بهجای اینکه بگویی «این ترم باید نمرت خوب بشه»، با او بنشین و برای این هفته دو هدف کوچک بنویس:
مثلاً «هر روز 10 دقیقه مرور ریاضی» یا «حل 10 تست هدیهها تا جمعه».
• وقتی به همان هدف کوچک رسید، حتماً جشن کوچکی بگیر؛ لازم نیست بزرگ باشد، یک جملهی جدی و گرم هم خودش جشن است:
«دیدی خودت از پسش بر اومدی؟ این یعنی داری به هدفت نزدیک میشی.»
در اوج عصبانیت بعد از یک نمرهی بد، خیلی راحت از دهانمان میپرد: «تو خیلی بیدقتی»، «تو تنبلی»، «تو همیشه خراب میکنی». این جملهها مستقیم ریشهی اعتماد به نفس را میزنند، چون به هویت بچه حمله میکنند، نه به رفتار.
اگر میخواهی اعتماد به نفس تحصیلی را تقویت کنی، باید نقد را روی رفتار ببری، نه روی شخصیت.
امشب امتحان کن:
• اگر بخاطر تکلیف یا نمره بحث شد، بهجای «تو بیمسئولیتی» بگو:
«اینبار تکلیف رو دیر انجام دادی، بیا ببینیم چطور میتونیم با برنامه ریزی برای درس خواندن کاری کنیم دفعهی بعد اینطور نشه.»
• سعی کن کلمات «همیشه» و «هیچوقت» را کمتر به کار ببری. هر بار خواستی بگویی «تو همیشه…»، مکث کن و جمله را عوض کن به «اینبار…».

بچهای که همیشه فقط شنونده است و هیچوقت احساس نمیکند «نقش مهمی» دارد، کمکم باور میکند که بودن یا نبودنش فرقی ندارد. یکی از راههای ساده برای تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان این است که در خانه و مدرسه، فرصت تجربهی «مفید بودن در یک گروه» را پیدا کنند.
امشب امتحان کن:
• سر یک کار سادهی خانوادگی، او را بهعنوان «عضو اصلی تیم» معرفی کن؛ مثلاً تیم آمادهکردن شام، یا مرتبکردن اتاق.
• حین انجام کار، چندبار از لفظ «بدون تو این کار لنگ میموند» استفاده کن (البته واقعی و صادقانه، نه مصنوعی).
اگر فقط بگوییم «تو خیلی خوبی، تو خیلی باهوشی»، اما فرصتی برای تجربهی موفقیت واقعی ندهیم، این جملهها برایش تبدیل به حرفهای خالی میشوند. اعتماد به نفس دانش آموز وقتی رشد میکند که مغزش شواهد واقعی ببیند: «من این کار را خودم انجام دادم و نتیجه گرفت.»
امشب امتحان کن:
• یک کار کاملاً مشخص و قابلانجام برای فردا انتخاب کنید که خودش از صفر تا صد انجام بدهد (مثلاً آمادهکردن کیف، نوشتن خلاصهی یک درس، حلکردن یک صفحه تمرین).
• فردا وقتی کار را انجام داد، بهجای گفتن «آفرین فقط»، دقیق بگو چه کرده:
«کیفتو کامل و بدون یادآوری آماده کردی، این یعنی داری مستقلتر میشی.»
خیلی از بچهها «کمجرأت» به نظر میرسند، نه چون اعتماد به نفس ندارند، بلکه چون بلد نیستند چطور در جمع رفتار کنند. نمیدانند چطور سؤال بپرسند، چطور کمک بخواهند یا چطور محترمانه «نه» بگویند. این نابلدی در نهایت روی اعتماد به نفس دانشآموزان هم تاثیر میگذارد.
امشب امتحان کن:
• با هم یک بازی نقش کوتاه انجام دهید؛ تو نقش معلم، او نقش دانشآموزی که چیزی را متوجه نشده.
• از او بخواه سه جملهی ساده برای این موقعیت تمرین کند:
«میشه دوباره توضیح بدین؟» – «من این قسمت رو متوجه نشدم.» – «میتونم یک مثال دیگه بپرسم؟»
بعضی بچهها فکر میکنند استرس یعنی «خراب شدن». وقتی تپش قلب، لرزش دست یا دلدرد امتحان را تجربه میکنند، تصور میکنند این یعنی حتماً میبازند. در حالی که استرس تا حدی طبیعی است؛ مهم این است که بتواند مهارت های کنترل استرس در امتحان را یادبگیرد و از آن استفاده کند.
امشب امتحان کن:
• خیلی ساده برایش توضیح بده که بدن وقتی امتحان مهم را جدی میگیرد، کمی تندتر کار میکند؛ این خطرناک نیست، فقط باید با نفس عمیق آرامش را برگردانیم.
• با هم چندبار این تمرین نفس را انجام دهید:
4 ثانیه دم، 4 ثانیه نگهداشتن، 6 ثانیه بازدم. بگو این را قبل از هر امتحان انجام بدهد.
بعد از یک نمرهی پایین، خیلی راحت همه چیز تبدیل میشود به دعوا؛ یا مقصر معلم است، یا بچه، یا گوشی، یا… اما این فضا نه چیزی را عوض میکند، نه به افزایش اعتماد به نفس دانشآموز کمک میکند. بهتر است نمرهی بد را تبدیل کنیم به یک «فرصت بررسی».
امشب امتحان کن:
• اگر کارنامه یا برگهای هست که از آن ناراضی هستید، بهجای بحث کلی، با هم بنشینید و 4 سؤال مشخص بپرسید:
1. چه سؤالهایی را بلد بوده ولی غلط زده؟
2. کدام فصلها را کمتر خوانده بوده؟
3. زمان کم آورده یا زود تسلیم شده؟
4. دفعهی بعد دقیقاً چه چیزی را باید عوض کند؟
• تأکید کن که این بررسی برای «سرزنش» نیست، برای «برنامهریزی دفعهی بعد» است.
اگر تنها معیار ارزشگذاری، نمرهی درسی باشد، خیلی از بچهها (که در هنر، ورزش یا ارتباطات قویترند) خودشان را ضعیف میبینند. در حالی که تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان یعنی کمک کنیم خودشان را «چندبُعدی» ببینند، نه فقط با یک عدد در کارنامه.
امشب امتحان کن:
• از او بخواه سه چیزی را نام ببرد که در آنها خوب است ولی ربطی به مدرسه ندارد (مثلاً نقاشی، فوتبال، کمککردن، شوخطبعی، کار فنی و…).
• تو هم جلوی خودش این تواناییها را جدی بگیر؛ مثلاً بگو:
«اینکه اینقدر خوب با بچههای فامیل کنار میای، خودش یک مهارت بزرگه.»
آخرِ همهی این روشها، میرسیم به جملههایی که کودک در خلوتِ خودش به خودش میگوید. اگر این گفتوگو پر از «من بدبختم»، «من از همه عقبترم»، «من به درد نمیخورم» باشد، هر چقدر هم از بیرون روی اعتماد به نفس او کار کنیم، باز هم مشکل میماند.
امشب امتحان کن:
• یک دفترچه کوچک به اسم «موفقیتهای کوچک» برایش آماده کن؛ هر شب 2–3 چیز خوب که در آن روز انجام داده را بنویسید، حتی اگر خیلی ساده باشند.
• هر بار جملهی مطلق و منفی درباره خودش گفت، با آرامش بگو:
«بیا این جمله رو با هم عوض کنیم؛ بهجای ‹من همیشه خراب میکنم›، بگو ‹اینبار خراب شد، اما میتونم تمرین کنم بهتر بشم›.»
در کنار همهی کارهای مثبتی که میتوانیم برای تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان انجام دهیم، لازم است حواسمان به چند عادت آسیبزننده هم باشد:
«ببین پسرخالهات چی شد، تو چی شدی؟»
این جملهها بهجای انگیزه، احساس شرم و بیارزشی میسازند.
وقتی تنها سؤال ما این باشد، بچه یاد میگیرد ارزشش فقط در یک عدد است. بهتر است گاهی بپرسیم:
«امروز چی یاد گرفتی؟» یا «کجای درس برات جالب بود؟»
تذکر و تحقیر جلوی بقیه، ضربهی مستقیم به عزت نفس است. نقد جدی اگر لازم است، در خلوت و با احترام گفته شود.
کلماتی مثل «خجالتی»، «تنبل»، «بیاستعداد» به مرور تبدیل به بخشی از هویت کودک میشوند. بهتر است بهجای برچسب، رفتار مشخص را توصیف و اصلاح کنیم.
همهی بچهها گاهی استرس میگیرند، گاهی اشتباه میکنند و گاهی فرار میکنند از درس. اما اگر الگوهایی مثل این، دائماً تکرار شود، یعنی اعتماد به نفس نیاز به توجه جدیتر دارد:
• از امتحان شفاهی یا سؤالپرسیدن معلم، وحشت دارد و همیشه تلاش میکند دیده نشود.
• حتی وقتی درس را میداند، در کلاس دست بلند نمیکند.
• بعد از هر اشتباه کوچک، خودش را شدیداً سرزنش میکند «من به درد نمیخورم».
• از هر کار جدید (کلاس تازه، دوست جدید، فعالیت جدید) فرار میکند.
• مدام خودش را با بقیه مقایسه میکند و خودش را در پایینترین جای ممکن میبیند.
در این شرایط، تغییر سبک رفتار در خانه و همکاری مدرسه خیلی مهم است. اگر لازم بود، استفاده از مشاوره یا کلاسهایی که علاوه بر درس، روی اعتماد به نفس تحصیلی هم کار میکنند، میتواند کمک بزرگی باشد.
در نهایت، همهی این 10 روش فقط برای یک چیز است:
اینکه فرزندت باور کند میتواند یاد بگیرد، اشتباه کند و دوباره بهتر شود. تقویت اعتماد به نفس دانشآموزان با کارهای خیلی کوچک اما مداوم اتفاق میافتد؛ نه با یک نصیحت بزرگ وسط دعوا بعد از کارنامه.
یکشنبه 9 آذر 1404
شنبه 19 مهر 1404
دوشنبه 7 مهر 1404
نظرات کاربران نظر خود را مطرح نمایید
جهت ثبت نظر خود به سیستم وارد شوید.
ورود